قشنگه
همه اعتباری می خواهند و قابل تعویض!
همراه را عرض میکنم ...


چشمانم گریان است و دلم خون، دل من صاف است به زلالی آب و چشمانم گریه میکنند مانند آسمان، پاهایم یخ زده و دستانم خسته از پارو زدن و دیگر به چه امیدی زنده بمانم، وقتی که در این دریای بیکران ساحلی پیدا نیست... آری... این دریا غم من است، غم های من پایان نخواهد یافت، حال که ترکم کردند و دلم شکست... من نا امید نمیشوم و همچنان پارو میزنم، چون خدا را دارم... خدای من... دل شکسته ی من را ترمیم کن و مرا از این دریا ی غم و خون نجاتم ده.
ای کاش در این لحظات غم تو پیشم بودی یا صدایت را میشنیدم وقتی صدایت را میشنوم حس میکنم تو پیشم هستی. خیلی دلم برات تنگ شده. ای کاش صدایت را میشنیدم. امشب رنگ چشمات رنگ دریاست، امشب بد جوری دلتنگت هستم. در کویر تنهاییها در شوره زار بی انتها در سرابها در دریاها در زمین خاکی به دنبال تو می گردم تو را نمیابم به قشنگی دو دیدهات من تو را دوست دارم. در این لحظات به تو می اندیشم ای گل سرخم. گل سرخم خداوند پشت و پناهت باشه.
شعری جدید برایت سروده ام، در قبال دوری ها/ ای عشق می کشیم آرزوها! میخوام همچون تو دلی داشته باشم به پاکی آسمان و چشمانی به زلالی دریای بیکران. عشق یعنی تو را ساده گفتن!
میخوام همچون شمع به پایت بسوزم و لحظه ای از سوختن دست بر ندارم. میخواهم در خلوت تنهاییم بگِریَم مانند ابر بهاری بر زمین شوره زار دلم که شاید این زمین تشنه محبت سیراب گردد. آری تو را در خواب دیدم، با لباسی از حریر که با گلبرگ های گل دوخته به تن کرده بودی تا خواستم به زیارتت مشرف شوم از کنارم رفته بودی و منو تو رویام تنها گذاشتی. باز جای شکرش باقی است که تو خواب و رویاهام حضور داری ای گل قشنگم. آری هر وقت تو رویاهام حضور داری با آمدنت بلبلان نغمه سرایی میکنند و گلهای زیبا با عطر افشانی مقدمت را خوش آمد میگویند چه زیباست آن لحظات. خوشا به حال کسی که در آنجا حضور داره و من با شادی تمام گلهایی را که از باغ انتظار چیده ام و بر سر راهت میریزم، ای معبود من. وقتی که قدم میزنی نسیم قدمهایت بوی شکوفه های بهاری را به ارمغان می آورد و عطر گلهای سپید بهشت را نوید میدهد. اکنون که دیدگانم را به روی همه زیبایهای زندگی گشوده ام می بینم چیزی زیباتر از تو در این دنیا نیست. در تمام لحظات با تو بودن آهنگ ساز شادی و خوشحالیم تو بودی ولی امشب جایت واقعاً برایم خالی است تا این همه احساسم رو به تو ابراز کنم. ای گل قشنگم دلم می خواد بنویسم تو خوبتر از خوب و مهربانتر از مهربانی هستی. اما افسوس و صد افسوس که این وصف ها برای قلب و روح بزرگ تو خیلی کوچک است و تو عشقم هیچگاه وصف شدنی نیستی. یه بادبون یه قایق یه قطب نما یک دریا من و تو تشنه هم رها بشیم تو موجا بریم با هم ببینیم بهشت دنیا کجاست جایی که جز خوبی نیست خاک قشنگ خداست یه جایی غیر از این جا یه سرزمین تازه یه آسمون که رنگش با بخت ما بسازه جایی باشه که اون جا اول خلقت باشه شیطون هنوز نباشه مهر و محبت باشه آدم و حوا بشیم بهشت را پیدا کنیم. بذز خوبی بپاشیم دنیامون رو زیبا کنیم. بیا با هم ای خوب من خلوت کنیم به خلوت نشینیم و صحبت کنیم. بیا نسترن های این باغ را به میهمانی عشق دعوت کنیم، چه زیباست در این کویر عطش با پاکی آن بیعت کنیم که تا ابد بهم وفادار بمونیم. بیا عشق و امید و احساسمون رو بین هم تقسیم کنیم. در لا به لای کوچه ها به دنبال تو می گردم در گوشه گوشه خیابانها از تو سراغ می گیرم از بس از کوچه تان گذر کرده ام و تو را نیافته ام خسته شده ام ولی باز هم به انتظار نگاهی از تو می نشینم بر قطعه قطعه اشعارم شعر تو را می خوانم. ای سرا پا وجود من، امشب دیونه شدم و فقط می خوام بنویسم واسه دلم و تو ای مونس تنهایام، از حجم تنهایی هام برایت می نویسم و از شقایقها که از بین رفتن برایت می نویسم که این دنیا آبی ترین روزهای زندگیم که روزها با تو بودن است را در پنجه خودش گرفته ولی اگر چرخ زمان هم از حرکت بایستد هیچ مانعی نمی تواند تو را از من جدا کند مگر اینکه خودت بخواهی بری. آن وقت موج اشکهایم را کی آرام می کند، بعد از تو هیچ پنجره ای رو به قلبم باز نخواهد شد. حالا من مانده ام و یاد دریای بیکران نگاهت. من مانده ام و سکوت مبهم تنهایی. عاشق یعنی همچون دریا بودن که سالیان دراز خود را به صخره ها می کوبد تا به معشوق برسد. پس عشق من همیشه ایام دریا باش. برای زیستن دو قلب لازم است قلبی همچون قلب من که هدیه کند و قلبی همچون قلب تو که بپذیرد. عشق و صمیمیت من و تو مستلزم دوست داشتن بدون چون و چرا است. اگر نتوانیم احساس همدیگر را درک کنیم قادر به دوست داشتن همدیگه نیستیم. عشق و صمیمیت نیازمند آن است که بیان شود و به کلام در آید. دلم می خواد هیچ وقت گل سرخ احساسمان را پشت پنجره قلبمان جا نگذاریم. سراپا اشک و آهم. با که گویم غریب و بی پناهم، با که گویم شکسته و خسته به تو دل بسته ام ای گل تو که آرام جانم هستی درخت احساسم به سوی تو جوانه میکند. من با یک دنیا عشق یک دنیا احساس یک دنیا عاطفه یک دنیا محبت دوستت دارم. صدای دلنشینت را دوست دارم. وقتی دلم می گیره، وقتی بغض گلویم را می فشارد، وقتی ستاره ها دورتر می شوند و تخیلاتم دست نیافتنی تر، وقتی سقف آسمان بر دلم آوار می شود، احساس میکنم اندوهی تمام من را در خود می فشارد. ناگهان احساسی ملایم به من دست می دهد و نسیم معطر یک احساس آرام آرام از فضای غبار گرفته خاطرم می گذرد صدایی آشنا دلم را می فشارد و بر دلم من نشیند و صدای تو در همه لحظات زندگیم می پیچد. تازه باورم میشه که دل خوشی تو دنیا کم نیست و من دلم خوشه به وجود تو. ای محبوب من ای عشق من تو که بودی که هستی که مرا چنین دیوانه کردی از سوز عشق تو منم از مردم دنیا دیوانه تر عاشق تر حرفای نگفتنی زیادی برایت دارم، عشق من نمی دونی چقدر دوستت دارم. نمی توانی احساس مرا نسبت به خود بفهمی چون هر چی بگم بازم کمه. آه نمی دانی چقدر دوستت دارم. از تنهاییم بی خبری که فقط به یاد تو پر می شود. در همه جا تو با منی ای معبود من دوستت دارم ای عشق تا زمانی که قلبم به امید تو می طپد...
جز تو که دنیامو بغل کردی، هیچ کی حالمو نمی پرسه...
باز هم یه شب گرفته... باز هم خیالاتی شدم، باز هم واسه کسی که دیگه وجود نداره... آخه قلبم داره دنبال کی میره؟ خودمم نمی دونم، شاید غرق عشق گذشتمم هنوز، شاید هنوز هم جلومو خالی می بینم، پشتمم که همیشه خالی بود.
سال نوت مبارک باشه. یه دل دارم که همیشه بیقرارته. به قطره قطره اشک گریهی چشمام قسم که بیقرار و بی پناه و بی کسم.
اشكهایم، نگاه هایم، حرفهایم و سكوتم... نه... هیچ یك اثری نداشت همه بی اثر بـــــود... مــی رود
بـــدون نــگاهی
و مــن فكر مـی كنمــ
و بــه یاد مـــی آورم
روزی را كه گــــفت " مـــن هستـم، تــو هم باش "
نـگاهی مـــــی كنم
مـــــــن هستم
امــــا او....
مــــی نــشینـم
در كور ســـوی كوچه ی تنهایــی، روزهـا به صبــر، شبـــ ها به انتـــظار
گـــذر زمانـــ
گــــذر عمـر
گفتنــــــد چــون می گذرد غــمی نیستـــــــ
گـذشتــــــــ
امــا با غم
گفتنـــــد این نیــــز بـــــگـذرد
گـذشتـــــــــــ
امـا سختـــــــ
حــــال چه كنم
بــه چــه شـــوقی
بــــــــه چه امیــدی
گـذر عمـــر را تمـــــــاشا كنم
در انتــــهای كوچه ی تنهایی
بـــــگذارید و بگذرید
ببینید و دل ببندیــــــــد
چشم بیاندازیـــــــــد و دل مبازیـد کـــــــــه
دیــر یا زود بایـــــــــد گذاشتــــــــ و گذشتــــــ
خواستم برای نبودنتــــــ دلـــتنگی کنم
که.... خیالتـــــــــ آمد.


ای خدا

همه جا بوی غم میده ، تو این ارومی داغونم
شب و روزم شده هق هق ، نه تو خوابم نه بیداری
دیگه بی طاقتم بیتو ، تو این روزای تکراری
تو تنهایی ، بدون تو ، دیگه بی معنیه خونه
برام جز رفتن از اینجا ، دیگه راهی نمیمونه
دارم میرم من از اینجا ، دیگه راهی نمیمونه
دارم میرم من از اینجا ، ازین روزای سردرگم
ازین حس عذاب اور ، میرم از حرف این مردم
دیگه دلگیره این خونه ، سراسر ماتم و درده
دارم میرم شاید بی من ، دلت به خونه برگرده

می گم یه وقت جایی كه نشستی سفت نباشه ؟؟!!
اگه سفته بگوهاااااااااا
بازم آدم هست بذاری زیرت ...

.jpg)
گاه برای دلتنگیهایم نوشتم
گاه برای خستگیـها
گاه برای چشمانت نوشتم
گاه برای دلبستگیهـا
امـــروز برای خــودم می نویســم
که دلبسته تمام خستگیــهایم هستـم..
پی نوشت:
وقتی ساده منو ندید گرفتی و دست دادی به دست دیگری از من گذشتی و در برابر چشمان خیسم و قلب عاشقم محکم ایستادی گفتی مگه ما قولی به هم داده بودیم با خوشحالی گفتی ایشالله تو هم خوشبخت بشی و راحت رفتی اون لحظه صدای شکستن و خرد شدن منو شنیدی ؟؟؟ مگه حال اون لحظه من واست مهم بود؟؟ فهمیدی چی به سر من اومد؟؟ بعد با چه رویی بر میگردی به من مییگی بی معرفت ؟؟ واسه من گذشتن از تو خیلی سخت بود..هر کی بهم رسید یه تیکه بارم کرد ..اگه واقعا دوست داشت نمی رفت .. اگه دوست داشت واست هرکاری میکرد..اگه دوست داشت بهت خیانت نمیکرد...من در اون لحظه فقط سرم و انداختم پایین چون جوابی نداشتم...چون حرفشون حقیقت بود.
چون هیچوقت حس نکردم دوسم داری..